2008/5/9
ماجراهای من و چارت درسیم (۲)
اواسط تابستان سال ۸۵ بود که خبردار شدیم موسسه آموزش عالی سجاد در حرکتی انقلابی اقدام به افزودن رشته مهندسی فناوری اطلاعات به جمع رشته های قابل انتخاب خود کرده است.ناگریز تفحسی هرچند سطحی را اغاز نموده و از همان اندک آشنایان و دوستانی که سجاد را می شناختند نکات جالبی راجع به این موسسه شنیدیم.همه بدون هیچ شک و واهمه ای اذعان می داشتند که گروه برق موسسه در سطح بسیار بالایی در حال فعالیت می باشد و همچنین گروه صنایع با بهره گیری از اساتید مجرب و شناخته شده منطقه بدون رقیب از خر مراد(!) سواری میگیرد.اینها هرچند در مقام دلگرمی بسیار کارا بودند اما توصیفاتی که از گروه کامپیوتر شد همچون آب سردی بر بدن داغ و ذوق زده ما ریخته شد.نبود حتی یک نفر با مدرک بالاتر از کارشناسی ارشد و تقسیم شدن تمامی دروس ارائه شده مابین ۴ ۵ استاد ثابت حداقل از دور نمای زیبایی از وضعیت آینده ما را مصور به تصویر نمی کشید.
یکسالی بود که دانشگاه آزاد مشهد رشته مهندسی فناوری اطلاعات را آورده بود لذا م خیال می کردیم میشود از اساتید انها حداقل برای مدت محدود بهره برد و زیاد جای نگرانی نیست.اما در همان ترم اول انچنان ضد حالی بر ما تحمیل گردید که خیال هرگونه استاد متخصص IT را از مخیله ما خارج کرد.هنوز کاملا یادم است آن سه واحدی مبانی فناوری اطلاعات که ۱ ماه اول آن به تدریس نحوه عملکرد پرینتر و مانیتور و حداکثر دمای کیس گذشت و مابقی به کنفرانس های نامربوط و بی بازده دوستانمان که تمام ساعت هرجلسه را پر میکرد.
در آن روزهای نخستین از سال بالاتر ها مدام می شنیدیم که :”همواره بیشترین مشکلات و ناهنجاری ها برای ورودی های اول یک رشته می باشد”. اما ما با سینه ستبر پاسخ می دادیم که :”مشکل از آن ورودی اول های سابق بوده که توانایی ستاندن حق خود را نداشته اند ، ما فرق میکنیم”.شاید آن روزها خیلی متوجه نبودیم وقتی استاد غیر متخصص درس را ارائه دهد و در میانه ترم متوجه این مساله شویم دیگر کاری از دستمان بر نمی آید...
چند ترمی گذشت و فعلا خبری از درسهای تخصصی ما نبود به جز درس مدیریت که ناگهان از ترم پنجم به ترم دوم منتقل شد و ما از کل آن فقط اسم نویسنده کتاب را به خاطر داریم.اما اوایل تابستان بود که یک اتفاق بسیار جالب رخ داد.داستان ازین قرار است که در چارت درسی ما یک درس شاهراه وجود دارد که پیش نیاز ۱۲ واحد درسی دیگر است و آن درس ساختمان داده ها نام دارد.پیش نیاز این درس ریاضیات گسسته بود.عده از دانشجویان به خاطر اینکه برنامه سازی پیشرفته پیش نیاز هیچ درسی نبوده آن را در ترم دو پاس نکرده و آماده بودند تا در کنار ساختمان داده ها در ترم سوم که بار درسی به نسبت سبک تری داریم آن را بگذرانند.ناگهان در میانه های تابستان چارت جدیدی از فناوری اطلاعات روی وب سایت موسسه قرار گرفت و در آن در عین ناباوری برنامه سازی پیشرفته به جمع پیش نیازهای ساختمان داده ها اضافه شده بود.مدیر گروه محترم به این نتیجه رسیده بودند که این تغییر بنیادی بسیار ضروری می باشد و دستور تغییر دادن چارت را صادر کرده بودند.دو معضل جداگانه پدید آمد : اول اینکه گروه محترم کامپیوتر چرا بعد از گذشت یکسال متوجه این ضعف بزرگ چارت شده بودند ؟آیا هیچ وقت قبل از آن حتی یکبار نیم نگاهی به چارت ما انداخته بودند ؟
دوم اینکه تعدادی زیادی از دوستانمان به ناگاه ترمی را پیش رو داشتند که در بهترین حالت شش واحد درس تخصصی در اختیارشان بود زیرا ۱۲ واحد دیگر را به سبب نگذراندن ساختمان داده ها نمی توانستند انتخاب کنند!
اما عجله نکنید این تازه شروع داستان است.از امروز به بعد اعتراض های شدید این دانشجویان آغاز شد اما ما فیلم را تند میکنیم و می رسیم به ابتدای ترم بعد...
گروه کامپیوتر به منظور یاری رساندن به این دوستان مصیبت دیده چند واکنش جالب از خود بروز داد که با در نظر گرفتن نیت خیر آنها جهت کمک به آسیب دیدگان قابلیت های زید الوصف چارت درسی IT را نیز نمایان می کند :
۱)درس گرافیک کامپیوتری را به صورت هم نیاز با ساختمان داده ها ارائه داد!
۲)درس اقتصاد مهندسی را از ترم شش به ترم چهار منتقل کرد !
۳)درس مدیریت کنترل پروژه های فناوری اطلاعات را از ترم شش به ترم چهار منتقل کرد!
۴)درس شبیه سازی کامپیوتری را به صورت واحد اختیاری در اختیار دانشجویان گذاشت!
۵)درس شبیه سازی که ارائه شد متوجه شدند پیش نیازش ساختمان داده هاست !
۶)حتی یکنفر درس شبیه سازی را انتخاب نکرد !
فرض استقرا : ۱)ما مدار ۱و مدار ۲ و مدار منطقی را نداریم اما قبل آنان مبانی الکترونیک دیجیتال داریم!
۲)ما ذخیره و بازیابی نداریم اما طراحی پایگاه داده داریم !
۳)ما زبان ماشین نداریم اما معماری کامپیوتر داریم !
۴)ما ریاضی ۲ و معادلات داریم اما انگار نداریم !
نتیجه گیری استقرایی : هر درسی در هر ترمی بدون توجه به پیش نیاز/هم نیازی آن و یا هر فاکتور دیگری می تواند ارائه شود!
نتیجه گیری استنتاجی: پیش نیازی/هم نیازی هر درسی در هر موقع دوران تحصیل ممکن است ناگهان تغییر کند!
نتیجه گیری عملی : هیچ درسی در عمل به پیش نیاز/هم نیاز خود وابستگی علمی ندارد !
نتیجه گیری آرمان گرایانه : ما خیلی درسهای اختیاری رویایی داریم که حتما ارائه می شوند!!
نتیجه گیری مهندسی : کاشکی روزی برسد که اعضای هیات علمی و منشی گروه کامپیتر متوجه شوند که رشته ما مهندسی فناوری اطلاعات است و نه کاردانی IT !!!
نتیجه گیری انقلابی : ما به رسم تمام دانشگاه های معتبر دنیا نیازمند یک گروه IT مستقل هستیم!!
نتیجه گیری منطقی: از آنجایی که موسسه هیچ اتاقی جهت اختصاص به گروه IT نخواهد داشت ما پیشاپیش تقاضای خود را پس میگیریم!
نتیجه گیری احتیاطی : از آنجایی که ممکن است مدیرگروه آینده مان هم نداند ما کارشناسی هستیم یا کاردانی از دادن پیشنهاد بالا اکیدا عذرخواهی میکنیم !
نتیجه گیری واقع گرایانه : با درک امکانات موسسه ما دیگر تقاضا نمی کنیم که سایت اینترنت جدا(یا غیر جدا با تخفیف) به ما واگذار کنید زیرا شاید روزی روزگاری گذرمان به اینترنت افتاد.
پ.ن: این همان نوشته قبلی است که ویرایش روزنامه ای شده !
پ.ن۲:خدا لعنت کند شهروند را که نون و آب را از ما گرفته !

