عصاره فشار و سکوت
درد دل یک جوون خسته!
2008/3/14
دودلی اصلاح طلبان ---> شکستی بزرگ
امروز پنجشنبه ۲۴ اسفند ماه سال ۸۶ و روز مهمی از لحاظ سیاسی برای ایران است.امروز بعد از فراز و نشیب های فراوان و اتفاقات ریز و درشت شاهد برگزار شدن نتخابات مجلش هشتم خواهیم بود.
ازونجایی که تمام شمایی که اینو میخونید صدها صفحه نقد و تحلیل سیاسی از تئوریسین های خوب ایران خوندین من در حد چند جمله نظر شخصیم رو می نویسم و چیز خاصی رو تحلیل نمیکنم.این در واقع پیش بینی چند روز آینده خواهد بود...
تا چند هفته پیش در تمام جوامع سیاسی کشور اعم از مجازی و واقعی و یا مناظره ها و سخنرانی ها سخن از تحریم گسترده انتخابات مجلس بود.بعد از رد صلاحیت های بسیار گسترده نامزدهای به اصطلاح اصلاح طلب زمانه تمام فعالین سیاسی کشور تصمیم به تحریم گسترده انتخابات گرفتند.طوری که بیانیه معروف حذب مشارکت به این ترتیب بود :
"جبهه مشارکت ایران در حوزه انتخاباتی مشهد هیچ لیستی نخواهد داد لذا شرکت در انتخابات را به عهده خود مردم می گذارد"
بنده شخصا معنی تحریم از این جمله برداشت می کنم.در کنار این حذب خیلی از فعالان سیاسی که ناامید شده بودند نیز همین راه را انتخاب کردند.
اتفاق ناگوارزمانی رخ داد که عده ای از نامزدهای چپی تایید صلاحیت شدند و به موازات این مساله سید محمد خاتمی در بیانیه ای مردم را به شرکت در انتخابات دعوت کرد.در همین حین به نظر رسید که تعداد قابل توجهی کرسی مجلس قابل دسترسی خواهند بودو چه بهتر است که اشتباهات گذشته را تکرار نکنیم و به اینبار با انتخاب همان اندک گزینه های موجود از ورود افراد تندرو به صحنه مجلس جلوگیری کنیم.دلایل بسیار منطقی و روشنی برای لذوم شرکت در انتخابات وجود دارد.برای مثال می توانید این متن را بخوانید.
در این راه ثانوی مشکلات عدیده ای پیش رو بود :
ولا کاندیداهای باقی مانده همه از درجه دو و سه بودند.مسلما تاج زاده قابل قیاس با آفریده نخواهد بود.آفریده نماینده ایست که در دوره ششم هیچ کار مثبتی به زعم آمار و ارقام انجام نداد.در آن اعتصاب معروف شرکت نکرد و حتی پای آن نامه نمایندگان را نیز امضا نکرد.لذا اندکی دلبستن به این فرد و امید داشتن به او و امثالهم دشوار است.
دوما همه افراد می دانستند که حتی در صورت راهیابی لیست کامل افراد مورد نظر ما آنقدر نسبت کمی از کل کرسی های مجلس را تصاحب کرده ایم که بازهم بدون شک قانونی مثبت توان تصویب شدن نخواهد داشت.
سوما می دانیم که شرکت گسترده در انتخابات مستقل از هر نتیجه ای که بدهد از طرف حکومت بسیار بزرگ جلوه داده خواهد شد و در اذهان خارجی به معنای مشروعیت فعالیت های دولت و دستگاه حاکمه خواهد و در نتیجه همفکری مردم با دولت تندرو خواهد بود که می تواند شدیدا به ضرر ما باشد.
هرکدام از دلایل بالا به قدری بزرگ می باشد که توان منصرف کردن یک فرد را برای شرکت در انتخابات دارد.
نتیجه گیری :
اگر جامعه را به سه دسته زیر تقسیم کنیم هر دسته واکنش خاص خود را خواهد داشت.
دسته اول: این گروه که همان عوام نامیده می شوند تحت تاثیر صدا و سیمای جمحوری اصلامی قرار دارند و بدون شک نه تنها در انتخابات شرکت کرده بلکه به اصولگرایان نیز رای خواهند داد.حدود ۳۵٪ جامعه
دسته دوم : افرادی که سطح سواد و شعور سیاسی بالاتری دارند اما مدام در جریان مسایل سیاسی کشور نیستند.این دسته اصولا حال و حوصله شرکت در انتخابات را ندارد مگر مانند جریان خاتمی تهییج شوند.۴۵٪ از جامعه که شامل این افراد باشند در گیجی کامل به سر می برند و پیش بینی می کنم نصف آنها در انتخابات شرکت کنند.
دسته سوم : روشنفکران و نخبگان سیاسی کشور که روز به روز به تعداد آنها افزوده می شود و همواره در جریان آخرین تغییرو تحولات سیاسی کشور می باشند.این گروه نقش رهبر را برای گروه قبل ایفا میکند . بزرگترین مشکل انتخابات پیش رو دودلی این گروه بنا به مستندات مذکور می باشد.
آنچه ازین نیمچه تحلیل بر میآید شکستی بزرگ برای جناح اصلاح طلب است.یعنی چیزی حدود ۶۰ تا ۷۰٪ مردم در حالی در انتخابات شرکت می کنند که بعد از اعلام نتایج تعداد بسیار بسیار کمی از کرسی ها توسط افراد لایق پر شده یعنی حدودا نیمی از لیست های انتخاباتی رسمی اصلاح طلبان پیروز خواهند شد.
ریشه این مساله به عدم همدلی و وجود رهبری مناسب و همچنین عدم درک درست از مفهوم دنباله روی از احذاب بر میگردد.
از امروز به فکر ساختن جو مناسب برای انتخابات بعدی باشیم !!!
پ.ن: از ته دل امیدوارم پیش بینی ای که کرده ام اشتباه از آب در بیاید.
پ.ن۲: ما بنا به گفته آقای خاتمی عزیز می رویم رای می دهیم .
پ.ن۳: فردا جشن تولد ۱ سالگی وبلاگم می باشد یک درددل یکساله می نویسم.
ازونجایی که تمام شمایی که اینو میخونید صدها صفحه نقد و تحلیل سیاسی از تئوریسین های خوب ایران خوندین من در حد چند جمله نظر شخصیم رو می نویسم و چیز خاصی رو تحلیل نمیکنم.این در واقع پیش بینی چند روز آینده خواهد بود...
تا چند هفته پیش در تمام جوامع سیاسی کشور اعم از مجازی و واقعی و یا مناظره ها و سخنرانی ها سخن از تحریم گسترده انتخابات مجلس بود.بعد از رد صلاحیت های بسیار گسترده نامزدهای به اصطلاح اصلاح طلب زمانه تمام فعالین سیاسی کشور تصمیم به تحریم گسترده انتخابات گرفتند.طوری که بیانیه معروف حذب مشارکت به این ترتیب بود :
"جبهه مشارکت ایران در حوزه انتخاباتی مشهد هیچ لیستی نخواهد داد لذا شرکت در انتخابات را به عهده خود مردم می گذارد"
بنده شخصا معنی تحریم از این جمله برداشت می کنم.در کنار این حذب خیلی از فعالان سیاسی که ناامید شده بودند نیز همین راه را انتخاب کردند.
اتفاق ناگوارزمانی رخ داد که عده ای از نامزدهای چپی تایید صلاحیت شدند و به موازات این مساله سید محمد خاتمی در بیانیه ای مردم را به شرکت در انتخابات دعوت کرد.در همین حین به نظر رسید که تعداد قابل توجهی کرسی مجلس قابل دسترسی خواهند بودو چه بهتر است که اشتباهات گذشته را تکرار نکنیم و به اینبار با انتخاب همان اندک گزینه های موجود از ورود افراد تندرو به صحنه مجلس جلوگیری کنیم.دلایل بسیار منطقی و روشنی برای لذوم شرکت در انتخابات وجود دارد.برای مثال می توانید این متن را بخوانید.
در این راه ثانوی مشکلات عدیده ای پیش رو بود :
ولا کاندیداهای باقی مانده همه از درجه دو و سه بودند.مسلما تاج زاده قابل قیاس با آفریده نخواهد بود.آفریده نماینده ایست که در دوره ششم هیچ کار مثبتی به زعم آمار و ارقام انجام نداد.در آن اعتصاب معروف شرکت نکرد و حتی پای آن نامه نمایندگان را نیز امضا نکرد.لذا اندکی دلبستن به این فرد و امید داشتن به او و امثالهم دشوار است.
دوما همه افراد می دانستند که حتی در صورت راهیابی لیست کامل افراد مورد نظر ما آنقدر نسبت کمی از کل کرسی های مجلس را تصاحب کرده ایم که بازهم بدون شک قانونی مثبت توان تصویب شدن نخواهد داشت.
سوما می دانیم که شرکت گسترده در انتخابات مستقل از هر نتیجه ای که بدهد از طرف حکومت بسیار بزرگ جلوه داده خواهد شد و در اذهان خارجی به معنای مشروعیت فعالیت های دولت و دستگاه حاکمه خواهد و در نتیجه همفکری مردم با دولت تندرو خواهد بود که می تواند شدیدا به ضرر ما باشد.
هرکدام از دلایل بالا به قدری بزرگ می باشد که توان منصرف کردن یک فرد را برای شرکت در انتخابات دارد.
نتیجه گیری :
اگر جامعه را به سه دسته زیر تقسیم کنیم هر دسته واکنش خاص خود را خواهد داشت.
دسته اول: این گروه که همان عوام نامیده می شوند تحت تاثیر صدا و سیمای جمحوری اصلامی قرار دارند و بدون شک نه تنها در انتخابات شرکت کرده بلکه به اصولگرایان نیز رای خواهند داد.حدود ۳۵٪ جامعه
دسته دوم : افرادی که سطح سواد و شعور سیاسی بالاتری دارند اما مدام در جریان مسایل سیاسی کشور نیستند.این دسته اصولا حال و حوصله شرکت در انتخابات را ندارد مگر مانند جریان خاتمی تهییج شوند.۴۵٪ از جامعه که شامل این افراد باشند در گیجی کامل به سر می برند و پیش بینی می کنم نصف آنها در انتخابات شرکت کنند.
دسته سوم : روشنفکران و نخبگان سیاسی کشور که روز به روز به تعداد آنها افزوده می شود و همواره در جریان آخرین تغییرو تحولات سیاسی کشور می باشند.این گروه نقش رهبر را برای گروه قبل ایفا میکند . بزرگترین مشکل انتخابات پیش رو دودلی این گروه بنا به مستندات مذکور می باشد.
آنچه ازین نیمچه تحلیل بر میآید شکستی بزرگ برای جناح اصلاح طلب است.یعنی چیزی حدود ۶۰ تا ۷۰٪ مردم در حالی در انتخابات شرکت می کنند که بعد از اعلام نتایج تعداد بسیار بسیار کمی از کرسی ها توسط افراد لایق پر شده یعنی حدودا نیمی از لیست های انتخاباتی رسمی اصلاح طلبان پیروز خواهند شد.
ریشه این مساله به عدم همدلی و وجود رهبری مناسب و همچنین عدم درک درست از مفهوم دنباله روی از احذاب بر میگردد.
از امروز به فکر ساختن جو مناسب برای انتخابات بعدی باشیم !!!
پ.ن: از ته دل امیدوارم پیش بینی ای که کرده ام اشتباه از آب در بیاید.
پ.ن۲: ما بنا به گفته آقای خاتمی عزیز می رویم رای می دهیم .
پ.ن۳: فردا جشن تولد ۱ سالگی وبلاگم می باشد یک درددل یکساله می نویسم.
نوشته شده توسط بابک
در 13:37 | لینک ثابت
•

